X
تبلیغات
رایتل
ب مثل بازنشستگی . نقطه سر خط
هر پایانی آغازی ا ست نقطه سر خط
هرکجا سازی شنیدی ، شعر و آوازی شنیدی، از دلی رازی شنیدی ، یاد ما کن.

بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 7 تیر‌ماه سال 1391

روزی لویی شانزدهم در محوطه کاخ خود مشغول قدم زدن بود که سربازی را کنار یک نیمکت، در حال نگهبانی دید. از او پرسید تو برای چه این جا قدم می زنی و از چی نگهبانی می کنی؟ سرباز دستپاچه جواب داد: «قربان! من را افسر گارد این جا گذاشته و به من گفته خوب مراقب باشم!». لویی، افسر گارد را صدا زد و پرسید این سرباز چرا این جاست؟ افسر گفت: «قربان! افسر قبلی، نقشه قرارگرفتن سربازها سر پست ها را به من داده و من هم، به همان روال کار را ادامه دادم!». مادر لویی او را صدا زد و گفت: «من علت را می دانم. زمانی که تو سه سالت بود، این نیمکت را رنگ زده بودند و پدرت به افسر گارد گفت نگهبانی را این جا بگذارد تا تو روی نیمکت ننشینی و لباس ات رنگی نشود. از آن روز 41سال می گذرد، اما هنوز هر روز سربازی این جا نگهبانی می دهد!».

نتیجه: بعضی اوقات سرگرم کارهای پوچی هستیم که علی رغم این که فلسفه عمل تمام شده، ولی عملِ فاقدِ منطق هنوز ادامه دارد. راستی شما چند تا از این نیمکت ها می شناسید؟




طبقه بندی:
ارسال توسط قیطاسی
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

دانلود فیلم

سایت ساز رایگان

بهراد آنلاین

کلیپ موبایل

دانلود فیلم

نرم افزار موبایل

قائم پرس

دانلود نرم افزار